وقتی آسمان نیز به یاری حسین(ع) برخاست؛ «زعفر جن» روایت ماندگار عاشورای بشرویه از لبیکی که به میدان نرسید

آفتاب سوزان ظهر عاشورا بر دیوارهای خشتی و کوچههای تاریخی بشرویه سایه انداخته است. صدای طبل و سنج در فضای شهر میپیچد و عزاداران، آرامآرام خود را به محل برگزاری تعزیه میرسانند. همهچیز رنگ سوگ دارد؛ اما ناگهان صحنه دگرگون میشود. صفی از مردانی با جامههای زرد، چهرههای پوشیده، شمشیرهایی در دست و گامهایی هماهنگ وارد میدان میشوند. حضوری رازآلود که نگاه هر بینندهای را به خود خیره میکند؛ گویی موجوداتی از جهانی دیگر پا به میدان گذاشتهاند تا روایتی فراموشنشدنی از عاشورا را بازگو کنند.
اینجا بشرویه است؛ شهری که محرم در آن تنها مجموعهای از آیینهای سوگواری نیست، بلکه بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی مردم به شمار میرود. در میان دهها رسم و آیین کهن این دیار، «زعفر جن» جایگاهی ویژه دارد؛ نمایشی آیینی که با بهرهگیری از تعزیه، ادبیات شفاهی، موسیقی مذهبی و باورهای ریشهدار مردم، روایتی متفاوت از واقعه کربلا را پیش چشم مخاطبان زنده میکند.
آنچه این آیین را از دیگر تعزیههای عاشورایی متمایز میکند، روایت موجوداتی است که اگرچه در جهان انسانها زندگی نمیکنند، اما ندای مظلومیت امام حسین(ع) را میشنوند و برای یاری او به حرکت درمیآیند؛ روایتی که در حافظه تاریخی مردم بشرویه نسل به نسل منتقل شده و امروز به یکی از شاخصترین جلوههای میراث فرهنگی ناملموس این سرزمین تبدیل شده است.
در روایتهای کهن آمده است که زعفر جن، شاهزادهای از تبار جنیان، در مجلس عروسی خود بر تخت نشسته بود که ناگهان از زیر تخت، نوایی اندوهگین به گوشش رسید؛ زمزمهای که از غربت حسین بن علی(ع) خبر میداد. جنیانی که از سرزمین کربلا بازمیگشتند، برای او روایت کردند که فرزند پیامبر اسلام(ص) در میان سپاهی انبوه، یارانی اندک در کنار خود دارد و با ندای «هل من ناصر ینصرنی» آزادگان عالم را به یاری فرا میخواند.
زعفر بیدرنگ تاج عروسی را از سر برداشت، مجلس شادی را ترک کرد و همراه سپاهی از جنیان راهی کربلا شد. اما هنگامی که به محضر حضرت سیدالشهدا(ع) رسید و اجازه حضور در میدان نبرد را خواست، با پاسخی روبهرو شد که فلسفه این روایت را شکل میدهد. امام حسین(ع) ضمن ستایش وفاداری و اخلاص او فرمودند که امروز باید حجت الهی بر انسان کامل شود و انتخاب میان حق و باطل، آگاهانه و به دست انسان رقم بخورد؛ از همین رو نه به فرشتگان آسمان و نه به جنیان اجازه حضور در میدان نبرد داده شد.
زعفر، سر به فرمان امام نهاد، اما هنگامی که بار دیگر به کربلا بازگشت، نبرد پایان یافته بود و سرهای شهیدان بر فراز نیزهها میدرخشید. همین تصویر، اندوه جاودانه این روایت را رقم میزند؛ روایتی که قرنهاست مردم بشرویه آن را نه فقط نقل میکنند، بلکه هر سال در ظهر عاشورا با زبان نمایش و تعزیه بازآفرینی میکنند.
سیدامیر سلیمانی رباطی، مسئول میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان بشرویه، این آیین را یکی از مهمترین بخشهای منظومه آیینهای محرم بشرویه دانست و گفت: آیین زعفر جن بلافاصله پس از نماز ظهر عاشورا برگزار میشود و با روایت استمداد حضرت سیدالشهدا(ع) و تلاش جنیان برای لبیک گفتن به آن ندا، تصویری تأثیرگذار از تنهایی امام حسین(ع) و عظمت پیام عاشورا را به نمایش میگذارد.
او افزود: در اجرای این نمایش، جنیان با لباسهای یکدست زردرنگ، صورتهای پوشیده و شمشیر در دست، با آرایشی منظم گرداگرد صحنه حرکت میکنند. گفتوگوهای منظوم میان زعفر جن و امام حسین(ع) همراه با نوای هماهنگ طبل و سنج، فضای حماسی و در عین حال اندوهباری میآفریند که مخاطب را به متن واقعه عاشورا میبرد.
سلیمانی با اشاره به نمادشناسی لباسهای این آیین گفت: در باورهای عامه، جنیان همانند انسانها به دو گروه مؤمن و کافر تقسیم میشوند. رنگ زرد، نماد ایمان، صلح و پاکی جنیان مسلمان است و به همین دلیل در پوشش شخصیتهای این نمایش از این رنگ استفاده میشود.
مسئول میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان بشرویه درباره پیشینه این آیین نیز اظهار کرد: اگرچه مجموعه آیینهای محرم بشرویه بر اساس اسناد موجود، به اواخر دوره صفویه و افشاریه بازمیگردد و بنیانگذار آن حاج علیاشرف معرفی شده است، اما سند مستقلی درباره آغاز اجرای آیین زعفر جن در دست نیست. با این حال، روایتهای شفاهی و گفتههای معتمدان و سالخوردگان بشرویه، قدمت این نمایش را دستکم به دوره قاجار نسبت میدهند.
به گفته او، اجرای این آیین حدود ۲۰ سال متوقف شده بود و لباسهای قدیمی آن نیز به مرور از بین رفت، اما در سال ۱۳۸۸ با همت مردم و علاقهمندان فرهنگ عاشورا، دوباره احیا شد. لباسهای جدید با الگوگیری از نمونههای قدیمی، توسط یکی از بانوان سالخورده بشرویه دوخته شد و شمشیرهای قدیمی نیز همچنان در این آیین مورد استفاده قرار میگیرد.
در این مراسم، بین ۲۰ تا ۳۰ نفر در نقش جنیان حضور دارند. علمدار در پیشاپیش حرکت میکند، زعفر جن پشت سر او قرار میگیرد و خدمتکاری، سایبانی سنتی موسوم به «کلاوهجه» را بر فراز سر او حمل میکند. دیگر جنیان نیز به ترتیب قد در پشت سر آنان صف میکشند؛ آرایشی نمادین که بیانگر آمادگی همه گروههای جنیان، از کوچک تا بزرگ، برای لبیک گفتن به ندای امام حسین(ع) است.
اما آنچه آیین زعفر جن را از یک نمایش مذهبی فراتر میبرد، پیام عمیقی است که در دل این روایت نهفته است. در این آیین، محور اصلی روایت، حضور جنیان در کربلا نیست؛ بلکه فلسفه نپذیرفتن یاری آنان از سوی امام حسین(ع) است. عاشورا، میدان آزمون اختیار انسان است؛ جایی که انتخاب حق یا باطل باید به اراده انسان انجام شود، نه با دخالت نیروهای غیبی. همین نگاه، آیین زعفر جن را به روایتی ژرف از مسئولیتپذیری انسان در برابر حقیقت تبدیل کرده است.
امروز، قرنها پس از واقعه عاشورا، هنگامی که جنیان با جامههای زرد در میدان تعزیه بشرویه به حرکت درمیآیند، مردم تنها نظارهگر یک نمایش نیستند؛ آنان حافظان میراثی هستند که در حافظه جمعی این سرزمین ریشه دوانده و نسل به نسل منتقل شده است. آیین زعفر جن، روایت ماندگار وفاداری، عشق و انتخاب است؛ روایتی که هر سال با طنین طبل و سنج و حرکت آرام جنیان، بار دیگر در دل کویر جان میگیرد و پیام جاودانه عاشورا را به نسلهای امروز و فردا یادآوری میکند.
همین ارزشهای تاریخی، آیینی و مردمشناختی موجب شد آیین نمایشی «زعفر جن» در ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ با شماره ۲۰۵۸ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور به ثبت برسد؛ میراثی زنده که همچنان یکی از متفاوتترین و تأثیرگذارترین جلوههای فرهنگ عاشورایی ایران به شمار میرود.